تبليغاتX
آريوس
آريوس
یک گزارش کوتاه

به نام خداوند

سلام

سه شنبه شب رفتیم تهران، نمایشگاه کتاب. اولین تجربه ی من  از این نمایشگاه. نمایشگاه که الا ماشالله مثل هرسال شلوغ بود و نشان از کتابخوانی بسیار مردم کشورم می داد. همیشه تو شهرها و جاهای شلوغ  از این یه وری شدن، توقف کردن های ناگهانی، سرعت گرفتن یهویی که برای برخورد نکردن با آدمای دیگه و باز کردن یه راه به جلوست کلافه می شوم و به یاد شاید تنها امتیاز مثبت شهر کوچکمان می افتم که با فراغ بال و حداقل تا شعاع 10 متری بدون اینکه برای کسی مزاحمتی داشته باشم می توانم راه بروم. وسیله ی رساندن خودمان به نمایشگاه هم که مترو بود، از ایستگاه آزادی تا شهید بهشتی و با چشم و گوش و پوست و استخوانم معنای واقعی مترو تهران را  حس کردم و فهمیدم.

بگذریم ، نمایشگاه به نظر منی که تو عمرم اوج نمایشگاه رفتن هایم چندتا مثلا نمایشگاه  تو بوشهر بود، خوب بود ولی نمی دانم نسبت به سال های گذشته اش چه وضعیتی داشت و می شنیدم از پارسال که اولین سال نمایشگاه در مصلا بود بهتر بود.

کتاب هایی هم که می خواستم و لیستش از سال گذشته و با تعریفی که چلچراغ می کرد تهیه کرده بودم توانستم تهیه کنم که البته چون همه اش ناشرهایی معروف داشت با انبوه جمعیتی که جلوی همین ناشران بود به سختی این امر ممکن شد. حسرت من آنجا بود که از کنار کتب دانشگاههای فنی می گذشتم و به آرزوهای دور و درازی فکر می کردم که سال های دبیرستان برای خودم ترسیم می کردم. آی جوونی

خاتمی را یک لحظه دیدم، خوب بود.

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:40 توسط احسان |
دیروز و فردا

به نام خداوند

سلام

10 اردیبهشت روز ملی خلیج فارس. این روز به این علت انتخاب شده که در این روز ایرانیان موفق به خارج کردن پرتغالی ها از بندرعباس شده بودند.

خلیج فارس اگر برای همه ایرانی ها، این سال ها نشانی از هویت ملی شده است، برای ما همچون آشنایی دیرین، چون موجودی غیر قابل انکار زندگی ماست. روزی آور بسیاری از پدران شهرم و بسیاری از دوستانم. ( هرچند من با طبع عجیبم، دیدارم از دریایم به تعداد انگشت های دست هم نمی رسد، ولی حس کردن آن با ندیدن کم نمی شود.)

نامگذاری این روز بعد از تحریف نام خلیج فارس توسط موسسات بین المللی! ،با تطمیع اعراب فاقد سابقه تاریخی درخشان، بود. با وجودی که حقانیت نام خلیج پارس را هیچ مدرک ودلیلی نمی تواند انکار کند ولی در این زمانه که ادعا می شود با منطق! همه چیز را می توان ثابت کرد، باید برای اثبات حقانیت خود هر چند وقت یکبار اعتراضی نمود و فریادی برآورد و دست به دامان روش های بدویان شد. (هرچند به شکلی نوین تر)

خودمان هم شاید گاهی مقصر باشیم.

..................

و 12 اردیبهشت که همه می دانید روز معلم است. گفتم همه می دانید چون فکر می کنم برای خیلی از شما مثل من، این روز در دوران دانش آموزی روز نه چندان خوشایندی بود. معلم های خوبی داشتیم و دوست هم داشتیم که قدر دانشان باشیم ولی بیشتر سال ها دست خالی بودیم در دوازده اردیبهشت های مدرسه و کلاسمان، و دو حس بد هی آزارامان می داد تا روز بعد و خلاصی تا سال بعد.

حالا داریم معلم می شویم و چشم انتظار توجهی بیشتر معنوی، نه از شاگردان بیچاره ای مثل خودمان های قدیم، که از ... .

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:10 توسط احسان |
خسته شدم

به نام خداوند

سلام

                                           

                                                  عکس را بکلیکانید

 

دلایل دیگری هم هست که آنروز حوصله نداشتم همه را ردیف کنم و بنویسم ولی این را می گویم که بازیکنان این دو تیم و بیشتر تیم ها کمترین ارزش را برای هواداران خود قائلند و حریصانه به مال اندوزی و غرور فکر می کنند و باخت هایی به این مشخصی را خود آن ها برنامه ریزی می کنند تا به خواسته شان که معمولاً اخراج مربی است برسند.

دلیل دیگر بی برنامه بودن ورزشمان است مثل خیلی چیزهای دیگرمان و نمی شود حسابی روی تیمی باز کرد و به چه هدفی؟ که آخرش چه شود؟ نه تیم ملی درستی عمل می آید نه لژیونری که آبرو بیاورد. هیچ

دلیل اینکه نمی شود به راحتی از دست این دلبستگی مسخره و بی دلیل راحت شد و غصه چند تیم پایتخت و بازیکنانش را نخورد در حالی که هیچ ربطی به تو ندارند این هیاهویی است که عامدانه به شدت بین مردم رواج داده می شود تا مردم بی سرگرمی و هیجان به آن دل ببندند و خیلی چیزها را فراموش کنند.

 

پ.ن:

مثل اینکه پارس تم احیا شده و قالب ما رو  هم همین چند روزه دوباره گذاشت با اندکی تغییر

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:26 توسط احسان |

به نام خداوند

سلام

 

مرا نشناختند

که گفتند:

بخند

و شاد باش

شاد!

مرا نشناختند که گفتند:

لب فرو بند

و به سری که درد نمی کند

دستمال مبند.

 

من اما سرم درد می کرد!

گو هر چه باد، باد.

                                                علیرضا قزوه

...........

وقتی نتوانی حرفت را بزنی، وقتی مطلبت را که پنج دقیقه نشده آپ کردنش، از ترس خیلی چیزها باز ثبت موقتش می کنی شاید برای باری دیگر، آن وقت می شود که من شرمنده شما می شوم و با یک تاخیر یک هفته ای آپ می کنم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 5:14 توسط احسان |
بررسي شخصي فيلم و سريال هاي تلويزيون در نوروز

به نام خداوند

سلام

در اينكه مهران مديري استاد بي بديل و پدر طنز نوين ايران هست هيچ شكي نيست. استاد مديري توقع ما را بالا برده است و هر كار طنزي ما را ارضا نمي كند و شايد تنها كسي كه بتواند لبخندي بر لبان ما نقش بنشاند خود مديري و تيم همراه اوست.

نوروز امسال هم خوشبختانه شاهد اثر ديگري از اين استاد بوديم و بي شك  بهترين مجموعه در بين مجموعه هاي پخش شده بود و اگر بخواهم تمثيل وار بگويم، با توجه به اينكه مرد هزار چهره آخرين مجموعه ي پخش شده بود و در ساعت هاي قبل از آن سه مجموعه ي ديگر پخش مي شد، مي توانم اينگونه بگويم كه آن سريال ها حكم پيش غذا را داشتند و ما را آماده مي كردند براي وعده ي اصلي.

نكات بارز مرد هزار چهره همچون آثار ديگر استاد مديري، موقعيت هاي بكر طنز، نقدهاي موشكافانه، نشان دادن خصلت هاي ناپسند جامعه، بازي هاي يكدست و خوب و ... بودند كه باز هم مثل ساير  كارهاي استاد مديري حرف و حديث هايي را به دنبال داشت كه پرداختن با آن ها مجال ديگري را مي طلبد ولي مي توانم بگويم كه اين فشارها و صحبت هايي كه به نقد و ضم اينگونه كارها مي پردازند مالِ جامعه اي آزاد نيست، اين فشارها به حدي بودند كه مي شد اثر اعمال آن ها را در قسمت هاي پاياني و كوتاه شدن ها و پرش هايي كه معلوم بود ديد، كما اينكه در ماههاي اخير نيز شاهد سختگيري و سانسورهاي وحشتناك و بي موردي بوديم كه گريبانگير چندين مجموعه ايراني خصوصاً ساعت شني و يك مشت پر عقاب شده بود و نشانه هايي ناخوشايند از سياست هايي است كه برازنده ي يك جامعه ي مدعي آزادي نيست.

ساير مجموعه هاي طنز امسال نيز در حد خود خوب بودند. پيامك از ديار باقي كه مي توان بعد از مرد هزار چهره آن را قرار داد، نوشته اي قابل قبول داشت كه نويد ظهور نويسنده اي خوش ذوق به نام محسن تنابنده مي دهد، هرچند مي توان در شوخي هاي اين سريال ردپاي سعيد آقاخاني را نيز ديد.

بهرحال سيروس مقدم كه اثرهاي عامه پسند و نه فوق العاده در كارنامه ي خود دارد و سابقه ي كار طنز را نيز دارا نيست، اين بار از تمامي امكانات و افراد ممكن بهره برده بود تا بتواند بهترين مجموعه ي نوروزي را به نام خود داشته باشد كه در اين امر موفق نبود، هر چند توانست با كمك سعيد آقاخاني و محمدرضا شريفي نيا اثر قابل قبولي بسازد.

قرارگاه مسكوني كه سال گذشته به علت هاي نامعلومي از شبكه اول پخش نشده بود امسال در اختيار شبكه پنجم قرار گرفت و به نمايش درآمد. اين مجموعه كه از ستاره هاي طنز پيشه اي چون مهران غفوريان، جواد رضويان، مهران رجبي، علي صادقي، شهره لرستاني و ... برخوردار بود به علت نداشتن فيلم نامه اي منسجم و خلاقانه تنها متكي بود به حركت هاي فردي اين ستاره ها كه كاركترهاي گذشته خود را تكرار مي كردند و شايد تنها نكته ي جذب كننده ي اين مجموعه نيز همين بازي ها و شوخي هاي آشناي ستاره ها بود. جواد رضويان هم با اين مجموعه و هم با كار قبلي خود به نام ارث بابام نشان داد كه هنوز براي رسيدن به جايگاه كارگردانان موفقي چون استاد مديري و عطاران نياز به كسب تجربه هاي فراوان دارد. نويسنده ي اين كار عليرضا مسعودي است كه در آينده اي نزديك شاهد اثر ديگري از او به نام 4*3 (سه در چهار) خواهيم بود كه از شبكه اول پخش خواهد شد به كارگرداني مجيد صالحي.

و بالاخره سريال نشاني كه نتوانست انتظارات ما را از رامبد جوان برآورده كند. جوان كه در كارنامه ي كارگرداني خود سريالي چون گمگشته را دارد با اين اثر پيشرفتي را از خود نشان نداد.

يك قصه ي ساده و غير خلاقانه كه شايد اولين اثر حرفه اي فلورا سام نويسنده باشد، نتوانست در مقايسه با ساير مجموعه ها عرض اندامي قوي داشته باشد، ولي اين نكته را نبايد از نظر دور نگاه داشت كه طنز ساده و گاهاً دلنشيني داشت و بازي ها نيز در حد قابل قبولي بودند.

از ميان بازي هاي بازيگران اين سريال ها به نظر من مي توان به بازي خوب اين هنرمندان اشاره كرد:

مهران مديري كه بازي وي در مرد هزار چهره شاهكاري بود در بازيگري، رضا شفيعي جم كه نشان داد هميشه مي تواند خلاق باشد و هرچه بود تنها هنر خود وي بود، افسانه بايگان كه در كاراكتري متفاوت ارزش هاي خود را نشان داد، سيامك انصاري، محمدرضا شريفي نيا، نادر سليماني به ويژه در مرد هزار چهره، نصراله رادش كه نشان داد زير نظر يك كارگردان خوب بهترين بازي ها را مي تواند انجام دهد.

.............................

نحوه ي پخش فيلم هاي سينمايي جز شبكه چهار كه قابل قبول بود در تمام زمينه ها، در ساير شبكه ها نسبت به سال گذشته پيشرفتي نداشت.

شبكه سه كه با بدترين كيفيت تصوير و صدا اقدام به پخش فيلم ها مي كرد كه شايد علت آن برگردد به نحوه ي تهيه اين فيلم ها. شبكه اول نيز وضعيتي بهتر از شبكه سه نداشت.

نكته بارز و تاسف بار در پخش فيلم هاي سينمايي خارجي، سانسورهاي بي مورد و تغيير ديالوگ هاي فيلم ها بود كه بعضاً روند كلي يك فيلم را تغيير مي داد و بيننده را براي درك فيلم به زحمت مي انداخت. و نكته ي ديگر، حجم بالاي تله فيلم هاي ايراني بود كه اكثراً اثرهايي ضعيف بودند كه نتوانستند بيننده را جذب و راضي كنند.

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 6:37 توسط احسان |
فریاد

به نام خداوند

سلام

امام علی (علیه السلام) گفته است" روزي كه مظلوم از ستمگر انتقام مي گيرد خيلي شديدتر از روزي است كه ظالم بر مظلوم ستم كرده است.”

این اولین نوشته ی سال 87 من است. سال نو مبارک. اول سالی قصد مرثیه سرایی ندارم ولی داریم عذاب می کشیم. امروز آب نداشتیم و حتماً فردا هم نداریم. البته این نداشتن جدید نیست منتها چون سابقاً منبع و آب انباری داشتیم که آب داشت و برایمان واقعاً آب باریکه ای بود که آن هم بس که آب نداشتیم خالی شد.

البته که ما انقلابی کردیم که در همه چیز با هم مشترک باشیم، ما ملت ایران. چه ها می شود و می کنند تنها اگر ساعتی وضع آب شهرهای با کلاس کشورم اینطور بود. درست، ما باران نداشتیم و آن ها در وفور نعمت! و ما باید تاوان نداشتن های باران و برفمان را بدهیم و در طول دو روز به خدا فقط دو ساعت آب با فشار حداقلی داشته باشیم. در این نداشته ها باید تاوان بدهیم و از داشته هایمان باید همه بهره مند باشند و خدایا ببین که در این داشته ها هم ما چیزی نصیبمان نمی شود. چطور می شود لوله کشی گاز امکان پذیر باشد از این کنار دستی ما تا هزاران کیلومتر و آن وقت از منابع آبی سایر مناطق آبدار کشور، ما نتوانیم کامی تر کنیم. در داشته و نداشته ها مگر نباید ملت ایران با هم باشند ولی مطلقاً این یک جک بیش نیست و خدا می داند که ما فقط در نداشته ها با سایر مردم کشورم مشترک بودیم.

من کشورم عدالت ندارد. من می فهمم، می فهمم که این درست نیست، می فهمم که کشور دارهایم نمی دانند که ما در چه وضعی هستیم، می فهمم که این ظلم است.

..........................................

کشوری که دغدغه ی اصلی ارگان هایش شکایت از مهران مدیری باشد به خاطر نقدی که می کند عاقبتش مرگ است. وقتی نشود حتی تلنگری زد که این راهش نیست، وقتی که باید یا ساکت شد یا تمجید کرد تا کاری به کارت نداشته باشند، نتیجه اش این می شود که یک کشور جهان سومی و ... باقی خواهیم ماند.

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 7:38 توسط احسان |
سه آهنگ جدید از شادمهر
به نام خداوند

سلام

امروز خواستم سه آهنگ زیبا و جدید شادمهر که هنوز معلوم نیست مربوط به چه آلبومی هست و اخیرا روی سایت ها آمده را بگذارم با چهار آهنگی که قبل تر شنیده اید اما با کیفیت برتر. و اینکه این آهنگ ها آلبوم سبب نیستند و از قرار معلوم آلبوم رسمی سبب تابستان امسال ارائه خواهد شد. آهنگ ها بسیار شنیدنی هستند و پیشنهاد می کنم حتما بشنوید.

                                             

سبب

رسیدی

مشکوک

بغض

تن تو

بیا

یه کاری کن

 

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 7:18 توسط احسان

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا